در سمینار دکتر حلت چه گذشت

0 414
پست های مرتبط
1 of 7

سمینار درساعت ۴ بعد از ظهر روز جمعه شروع می شد و طبق برنامه زمانبندی ،من می بایست نیم ساعت زودتر میرسیدم
اما طبق معمول همیشه یک چیزی سرجای خودش نیست که من همیشه دیر میرسم. وقتی وارد سالن همایش دانشگاه بهشتی شدم آقای حلت روی سن مشغول سخنرانی بود . شوروهیجان شروع همایش در میان حضار موج میزد. من خواستم که به سرعت خودم رو با این جمع همراه کنم ولی چند نفراز مسئولان سخت کوش با وسواس هر چه تمام تر تاکید داشتند که هر کی باید سر جای خودش بشینه. جای من یک آقایی نشسته بود که اتفاقا اون هم به شدت اصرار داشت در کنار همون دختر خانمی باشه که کنار دستش بود. من و مسئول جا بالای سرشون بودیم و وقتی در اون لحظات درام نگاه هردوشون در نگاهم گره خورد، خودم همه چی رو فهمیدم. اگر چه بابت زحمات و دقت مسئولین برپایی این همایش نهایت تشکر و قدردانی را به عمل می آورم ولی ترجیح میدادم دو ردیف عقب تر بنشینم ، تا هم قیل و قال جابه جایی بخوانه و هم با سرعت هرچه بیشتر با جمع همراه شم .من اصولا مشکلی با جابه جایی صندلیم نداشتم ولی ظاهرا مسئولان دلسوز قصد گذشت نداشتند و باز هم دقایقی به ارشاد دو جوان سر جای خود نشین گذشت و من هنوز با جو سمینار همراه نشده بودم.
بگذریم و از اونجایی بگم که آقای دکتر حلت با شور و اترژی که خاصیت این جور همایش ها هست در مورد باورهای کلیشه ای و دست وپا گیر که مانع رشد میشه صحبت کرد و بعد هم در مورد کارآفرینی زنان خانه دار که از نظر من جذاب ترین بخش هم همین بود و مطالب خیلی خوبی هم گفته شد .کمتر پیش میاد که این قدر قاطع به خانم ها گفته بشه که چقدر مهمه به استقلال مالی برسند . چگونه هنر و استعدادهاشون رو با تکنولوژِی ترکیب کنند تا بتونند در فضای اینترنتی خوش درخشند. در آخر هم اینکه چجوری در هنگام بحران کسب وکار خودمون رو سر پا نگه داریم .از داستان آدم های موفق شنیدیم و از اینکه چطور میشه بدون ناله و بهونه آوردن سعی کنید از همون منابعی که در اختیارتون هست ،بهره ببرید. اینکه چطور میشه محدودیت ها رو فرصت دید و نیازها رو به ثروت تبدیل کرد؛ همه ی این ها نیاز به یک فکر خلاق و با انگیزه داره . یک ذهنی که به جای ایرادها و کاستی ها راه های بهتر شدن رو ببینه .هر انسانی نسخه موفقیت خودش رو داره و وقتی تقلید رو کنار بزارید خلاقیت ذهنتون شکوفا می شه .
نا گفته نمونه توی سمینار گروه های نتورکی زیادی هم بودند . نتورکرها براساس یک جور توهم ناشناخته ای تصور می کردند سمینار برای اون هاس و بقیه هم سیاهی لشگرند در صورتی که هر شغل و هر کاری نیاز به انگیزه داره ولی حالا اینکه چرا توی کشور ما نتورک با انگیزه بسیار بالا همراه میشه ، بماند. با همه ی این که دکتر سعی میکرد سخنانش کلی باشه ولی درجاهایی اشاره مستقیم به موضوع نتورک می کرد .آقای حلت گفت نتورک با اون چیزی که سال های قبل بود و اتفاقات تلخی که برای نتورک کشورمون افتاد خیلی فرق کرده. بعد هم با قدرت هر چه تمام تر این جمله رو هم اضافه کرد که دوستان آسانسور موفقیت خیلی وقته که از کار افتاده و باید پله پله پیشرفت کرد . اما این جوونایی که ما دیدیم بیشتر اون روی سکه که به نفع خودشون بود میدیدند و زیاد کاری به بقیه اش نداشتند. دکتر حلت در بین صحبت هاش گفت که در ده سال آینده خیلی از شغل هایی که الان میبینید، نیست وبه لطف اینترنت شغل های جدیدی خواهند اومد. منظور اینکه اگه شرایط عوض شد شمام تغییر کنید به جای ساکن نشستن با روند ظهورتکنولوژی در کسب و کارخودتون همگام بشید اما بعد از اون یکی از نتورکرهایی که به نظر میومد لیدر باشه اومد بالای سن واز موفقیتش گفت و بعد هم با اطمینان گفت که در سال های آینده در کشورهای در حال توسعه ای مثل کشور ما شغل نتورکری شغل اکثر مردم خواهد شد، یه جوری هم با اطمینان اینو گفت که مو به تن آدم سیخ می شد. یکی به نعل بود فک کنم و یکی هم به میخ اگه اشتباه نکنم.
ماجرا به طرز عجیبی پیچیده اس. هم می گن مجازه هم اینکه بعید نیست یهو غیب بشن و تعهد هم ازشون بگیرند که تکرار نشه. شاید هم ما واقعا بین مدرنیته شدن و سنتی بودنمون گیر افتادیم .از طرفی شغل های جدید که همه مدیون ورود تکنولوژی هستند و نمی شه جلوش ایستادگی کرد و از طرفی نحوه اجراش که زمین تا آسمون با اصل موضوع فرق داره!
نه تنها این حرف دل من که از خیلی ها شیندم که بین اون چیزی که توی کتاب های دانشگاهیمون خوندیم با اون چه که بازار کار نیاز داشت یک شکاف بزرگ بود که به اعتقاد بنده وقتی پرمیشه که فرهنگ اجرای شغل های مدرن در کشورمون جا افتاده. روزی که توهم خویشتن برتر پندارانه ی نتورکر ها جای خودش رو به این فکر میده که این هم یک نوع بازاریابیه که می تونه با تلاش به ثمر برسه . هنوز نمی دونم تا درست جا افتادن این شغل چقد فاصله داریم فقط اینو می دونم که وقتی فرهنگ جدیدی می خواد جا بیافته یک سری قربانی داره و من امیدوارم این بار هیچ کس قربانی این تغییر تحولات نشه.
خب از این هم بگذریم ، بوی خوش قهوه و دم نوش های گیاهی و بیسکوییت را خوش است که جانی دوباره در وسط سمینار گرفتیم و با کلی کسب و کار باحال آشنا شدیم و به همین راحتی زمان از دستم در رفت و واقعا وقتی دیدم ساعت نزدیکه نه بود فکرکردم اشتباه شده و ساعتم برای جبران همه ی عقب افتادن هاش تصمیم گرفته این بار جلو بیافته اما واقعا زمان به سرعت گذشته بود . این غرغر نیست یک نظر شخصیه که دوست داشتم این سمینار خیلی پربارتر باشه ولی خب می تونیم باز هم ازینم بگذریم و حمد و سپاس خدای را که گوش داشتیم و دست و پا و دیگرجوارج عزیز و عزم جزم تا در یک سمینار پرشور کسب و کاری دیگر هم شرکت کنم .

نظر شما برای ما ارزشمند است

ایمیل شما نزد ما محفوظ می ماند