صحبت های کافئین دار

جنی و کسب و کار خانگی
365

وقتی برای اولین بار درمورد کارم،یعنی جایی که آدم ها بشینند،حرف بزنند و قهوه بخورند ،صحبت های کافئین دار فکر کردم ، تصور میکردم که یک کافی شاپ کنار ساحل راه بندازم که درش رو به سمت ساحل باز بشه. نسیم ملایم دریا و احتمالا یک موزیک زنده در شب. ولی الان میفهم ؛ چیزی که من دوست داشتم خیلی گرون و مضحک بود ضمن اینکه ساحل خیلی گرمه.زمانی که جنی مای نوجوون بود ایده صحبت های کافئین دار در ذهنش شکل گرفت.
اگرچه که محیط ممکنه آدم رو تغییر بده ، اما جنی برای مدت زیادی آرزوش رو نگاه داشت تا بالاخره مکانی برای صحبت های کافئین دار، پیدا کرد.در این مدت اون هرگز نا امید نشد. درحال حاضر جنی مای کارش رو از یک مکان تجاری ۱۰۰۰فوتی شروع کرده با یک پیشخوان قهوه در جلو و یک تستر در انتهای مغازه، به علاوه قسمت بالای آپارتمانش که بهش میگه خونه . جنی مای یک جای خودمونی درست کرده برای صحبت های کافئین دار . فضای کاری ایده آل برای تست کردن و بسته بندی کردن دونه های قهوه. بعضی از مشتری های جنی سفارش میدن که این بسته ها رو برای روز عروسیشون بین مهمون ها پخش کنند. او با دقت باند ها رو دور بسته ها میپیچه که تا زمان عروسی شل و خراب نشن.
رست کردن قهوه
جنی میگه قبل از اینکه این مکان رو برای صحبت های کافئین دار ،پیدا کنم ؛رویاهای زیادی داشتم .من تصویرهای ذهنی خیلی زیادی در مورد هر چیزی داشتم. اما می دونید یکی از مهم ترین چیزهایی که به عنوان یک فرد بالغ توی زندگیم یاد گرفتم اینه که هیچ چیز تا زمانی که شما تصورش نکنید به وجود نمیاد. پس بهتره اجازه بدید چیزهایی که تو ذهنتون میان کارشون رو بکنند .سعی نکیند جلوی تصوراتتون رو بگیرید.

چطوری برای اولین باز شروع به تست کردن قهوه کردی؟

حدودا ۱۷ ساله بودم. یک سال تابستون توی یک کافی شاپ کار می کردم و قهوه اسپرسو درست می کردم . رئیسم اجازه میداد قهوه رو اونجا رست کنم ؛این خیلی معمول نبود.یعنی معمولا صاحب کارها این اجازه رو به کارگران معمولی نمیدن. اوایل فقط کمک می کردم تا زمانی که کاملا یاد گرفتم. این از خوش شانسی من بود. بعدها فهمیدم که همه مردم نمیتونند قهوه رو به خوبی رست کنن واین یک مهارته. هر روز مجبوربودم نیم ساعت رانندگی کنم تا به سر کارم برسم اما این کار رو ادامه دادم ؛به خاطر انگیزه ای که داشتم . راه اندازی جایی برای صحبت های کافئین دار به من انگیزه میداد. مصمم شده بودم ،زمانی که بزرگ شدم ؛کافی شاپ خودم رو راه اندازی کنم. یک کافی شاپ بهترین جاست برای اینکه مردم دور هم بنشینند و صحبت کنند.صحبت های کافئین دار

چجوری از یادگیری رسیدی به صحبت های کافئین دار؟

پست های مرتبط
1 of 5

وقتی که هنوز توی کافی شاپ کار می کردم، به دانشگاه رفتم و همچنین با خیلی از بیزینس های کوچیکی که در اطرافم بود؛ همکاری می کردم . بعد از یه مدتی، به این نتیجه رسیدم که از دانشگاه رفتن لذتی نمیبرم و دانشگاه رفتن چیزی نیست که من رو به آرزوهام نزدیک کنه . بنابراین دانشگاه رو رها کردم وشروع به یادگیری درمورد استارت آپ های کوچیک کردم. اولش یک رستر کوچیک خریدم و شروع به کار کردم . من می خواستم قهوه های مردم رو در خونه هاشون تحویل بدم .دوست داشتم همه از خوردن قهوه لذت ببرند و در واقع این لذتی که خودم میبرم رو با دیگران به اشتراک بزارم.

بسته بندی قهوه یک روز به عروسی یکی از دوستانم دعوت شدم .از قهوه هایی که خودم درست کرده بودم ؛بردم و مهمون ها از طعم قهوه های من خیلی خوششون اومد. سفارش زیادی گرفتم و همین باعث شد که نیاز به دستگاه های بزگتری داشته باشم . به این ترتیب کارم آروم آروم گسترده شد و به اینجایی رسیدکه میبینید.
یک نکته جالب دیگه هم توی کار جنی مای هست و اینکه طراحی پاکت های قهوه کار خودشه و این کار رو هم دوست داره .یک بسته بندی شیک و ساده اما در عین حال خلاقانه.

چند نکته که از جنی مای یاد گرفت:

  • برای چیزی که توی ذهنتون هست تلاش کنید و هرگز ازش غافل نشید. رویایی که توی ذهن شما شکل میگیره با اراده شما تبدیل به واقعیت میشه
  • برای یادگیری یک مهارت باید پشتکار داشته باشید .به عنوان شاگرد کار کنید و مهارت انجام یک کار رو به خوبی یاد بگیرید
  • همه با دانشگاه رفتن به آرزوهاشون نمیرسند . اگر هدف و آرزویی نداشته باشید ؛ صرفا با دانشگاه رفتن به موفقیت نمیرسید
  • لازم نیست از جای بزرگ شروع کنید. با امکاناتی که در اختیارتون هست شروع کنید و بعد به مرور که کارتون پیشرفت میکنه ؛مکانی که کار میکنید هم گسترده میشه و مجهزتر میشید.

منبع :etsy

نظر شما برای ما ارزشمند است

ایمیل شما نزد ما محفوظ می ماند