کسب درآمد از مهرسازی

0 181

خودتون رو معرفی کنید  و اینکه چه رشته ای خوندید؟

ملیحه هستم. رشته ی صنایع دستی خوندم و البته بعد هم انصراف دادم.

پس تحصیلات شما در موفقیت فعلیتون هیچ تاثیری نداشته؟

چرا؛ میشه گفت رشته ی صنایع دستی، همون چند ترمی که رفتم برام فایده داشت. اما من از ۱۶ سالگی هم نقاشی می رفتم و همین شد که از هنر خوشم اومد. دانشگاه هم که رفتم همش توی کارگاه ها می چرخیدم و چیزهایی که دوست داشتم رو میدیدم. بیشتر توی کارگاه های سال بالایی ها بودم. اتفاقا همون موقع ها یک کار هم پیدا کردم که برگشتم تهران، چون دانشگاهم کاشان بود. مشغول کار کاشی هفت رنگ شدم و برام جذاب بود. دیگه موندم و آدم کار شدم. دنبال درس زیاد نبودم. درسایی که خوندم به خاطر این بود که به کارم ربط داشت مثلا زمانی که توی بانک کار، می کردم؛ رفتم حسابداری خوندم. چیزایی که باعث پیشرفت شغلم بشه.

پس رشته ی شما با کاری که انجام میدیدم مرتبط نبود ولی نهایتا به موفقیت رسیدید. درسته؟

بله… دو، سه ماهی رو با نقاشی، چاپ روی پارچه و شماره دوزی سرگرم بودم . به خاطر همون چاپ روی پارچه، داشتم یه سری مهر درست میکردم که درواقع تجربیات اولیه ام در مهرسازی ام بود.

کدوم مهارت ها بیشترین تاثیر رو توی موفقیت شما داشت؟

یه مهارتی که در واقع بی ربطه به هنر. یه مهارتی که من توی کار کسب کردم. من یه مدت در قسمت ارتباط با مشتری های بانک کار می کردم وقتی شروع کردم به فروش محصولاتم چیزی که برای خودمم جالب بود و مشتری ها رو جذب می کرد؛ نحوه ارتباطم با آدم ها بود. من خیلی بیزینسی برخورد نمی کردم. اونها رو کنار خودم میدیدم . مکالمه ایجاد می کردم. حرف میزدیم. دوست مجازی و همین باعث میشد علاقه مند بشند. صحبت کنند و سفارش بدند. این کار از عمد نبود. در طی سالها این اخلاق در من کاملا جا افتاده بود و همین هم روی کارم تاثیر میذاشت. ولی من باز هم به حس و حال خوب خودم بیشتر فکر می کردم تا به فروش. یعنی باید حال خودم خوب باشه اگه حالم خوب نبود کار نمی کردم، سفارش نمیگرفتم و هنوزم همین جوریه. اینه که فکر میکنم این خیلی تاثیر داشته، یعنی حسی که پشت ماجراست، دیگران می گیرند.

کلا برای تبدیل ایده تون به کسب و کار چه مسیری رو طی کردید؟

راستش اوایل اصلا هدف من، راه انداختن یک کسب و کار نبود؛ بیشتر می خواستم حال خودم خوب بشه. توی یک شرایط روحی نابسامانی بودم و فکر کردم تنها چیزی که میتونه حالمو خوب کنه، هنره. چیزی که بهم آرامش بده، و ذهنم رو باز کنه. همون طور که پیش می رفتم از همون اول با خودم یه قراری گذاشته بودم که روزی یه دونه کار رو انجام بدم. با وجود بچه ی دو ساله ای که داشتم حتی یک دونه کار کوچولو هم که شده داشته باشم. همون طور که پیش رفتم دیدم خونه داره پر از کار میشه و بالاخره یک کاریش باید بکنم. همزمان کارها رو توی پیج هم می ذاشتم و خیلی پیش میومد که می گفتند اینو به ما بده ولی من می گفتم فروشی نیست …بعد دیگه دیدم این همه کار توی خونه است، بذارم برای فروش.

پس این ایده ی شما که تبدیل به یک کسب و کار شد، دقیقا از چه زمانی شکل گرفت؟

از ۵ مرداد ۹۷ شروع کردم، کارهام رو برای فروش گذاشتم. البته قبلش هم دوستام بودم که کارهای من رو میگرفتند حالا چه به عنوان هدیه و چه سفارش ولی هدف فروش نبود.

می تونم بپرسم اولین فروشتون به چه کسی بود و با درآمدش چیکار کردید؟

پست های مرتبط
1 of 6

اولین فروشم به یکی از دوستام بود که وقتی داشتم کارهای چاپ روی پارچه رو تجربه می کردم و حتی هنوز توی پیج اینستاگرام هم نذاشته بودم. از توی تلگرام کارم رو نشون میدادم. یکی از بچه های صنایع دستی که دوستم بود، یه رومیزی ۲*۲ بهم سفارش داد. فکر می کنم حدود ۴۰۰ تومن شد. اون موقع من فکر کردم پس میشه یه فروشی داشت و قضیه رو جدی گرفتم. این انگیزه ای شد که من کارهام رو بذارم برای فروش.

بعد از اون هم یه اتفاق جالبی افتاد. یک پیجی بود به اسم کالا (در این سایت به جای پرداخت هزینه ی یک کالا با یک کالای هنری دیگه خرید می کنیم. یه جور مبادله کالا به کالا البته از نوع هنریش) که کارشون رو برای من توضیح داد و من موافقت کردم و یکی از کارهام رو فرستادم که گذاشتن توی پیجشون. یا پیج هایی مثل آفرودال و لی لی بیت …من ۵ تا تبادل انجام دادم بدون اینکه هیچ فروشی داشته باشم. این خیلی اثر داشت؛ چون من اونموقع اصلا از نحوه تبلیغات اینستاگرامی بی خبر بودم. مثلا نمی دونستم یکی روتگ می کنند چه اتفاقی می افته و من وقتی که کار تبادل رو انجام دادم. پیج های بزرگ من رو تگ می کردند و تعداد زیادی به پیج من میومدند. کارهای من به این شکل دیده میشد.

مثلا اسپندونه توی پیجش می ذاشت که من این رو از مل مل گرفتم و یهو سیل آدم ها میومد به سمت من. قیمت می پرسیدند و بعد سفارش ها شروع شد. بعد از اون دیگه پیج من رشد کرد. تا یه روزی که یه سفارش شماره دوزی بزرگ گرفتم. چون شماره دوزی وقت گیره، نمیشه که هر روز عکس از کارم بزارم. گفتم بیام توی این مدت، از نمونه کارهای مهر سازیم که ۳۰۰ – ۴۰۰ تایی میشد؛ عکس بگیرم تا پیج فعال باشه. فکر نمی کردم خود این کار رو کسی بخواد. مهر ماه پارسال که سفارش شماره دوزی رو گرفتم میدونستم دو، سه ماه باید روی شماره دوزیه کار کنم. و شروع کردم عکس مهر ها رو گذاشتن . بعد دیدم که مهر طرفدارش خیلی بیشتر از آبرنگ و شماره دوزی و چاپ پارچه است. و این شد که دیگه میبینید کار اصلیم شد.

مواد اولیه ی کارتون رو از کجا تهیه می کنید؟

از همین فروشگاه های لوازم هنری. مواد لازم کار ما خیلی رایج هست و اینطوری نیست که جایی نباشه. جاهایی که لوازم نقاشی و رنگ دارند وسایل کار ما رو هم دارند.

در حال حاضر چه کارهایی رو برون سپاری می کنید که قبلا خودتون انجامش میدادید؟

 الان شماره دوزی که گفتم خدمتتون خیلی وقت گیره. یکی از هنرجوهام و یک نفر از دوستانم هستند که اگر کار شماره دوزی باشه میدم به اونها چون میدونم کارشون تمیزه. اگر سفارشی هم نباشه خودم بهشون سفارش میدم. طرح خاصی به ذهنم برسه، بهشون میگم که بدوزند و میخرم ازشون.

تا حالا به این فکر کردید که برند مل مل رو ثبت کنید؟

به فکرم رسیده اما تصورم اینه که راه طول و درازی در پیش داره.

فکر می کنید کسب و کار کوچیکتون اونطوری که دوست داشتید پیش رفته یا نه؟ بهتر بود یا بدتر؟

خیلی بهتر بود. پارسال که استارت کار رو زدم، هم من و هم همسرم به خودمون این آمادگی رو دادیم که دو سالی طول میکشه تا به مرحله فروش برسیم چه برسه به اینکه به درآمد قابل قبولی برسیم. فکر می کردیم تا دوسالی نباید روش حساب کنیم . فکر می کردیم هزینه ها سر به سر بشه و یا حتی باید هزینه کنیم. اما سریع تر از این که فکر میکردیم پیش رفت.

کارتون رو از توی خونه شروع کردین ؟

بله و الان هم توی خونه هستم. یه مدت کارگاه هم گرفتم ولی به خاطر هزینه ها تعطیلش کردیم.

با توجه به پیشرفت تکنولوژی فکر می کنید کسب و کارهای امروزی نسبت به گذشته چه تغییری داشته؟

خیلی بهتر شده. فقط مشکل من الان فضاست. یعنی اگر فضا مهیا باشه مخصوصا وقتی حجم کار زیاد باشه؛ دیگه مشکلی نیست. چون که ما تجربه ی گرفتن کارگاه رو داریم و واقعیت اینه که رفت و آمد، رسیدگی به دو محل و هزینه ها اذیت کننده است. حتی این مسئله ی توی طرح بودن، هم دردسری برای خودش. میتونم بگم که اصلا یه وقتایی خونه بهتره تا بیرون رفتن. برای اینکه ارتباطات مجازی برقراره و تاثیری توی سفارش گیری نمیذاره. می مونه ریخت و پاش ماجرا که اگه بشه فضای مناسب مهیا کرد دیگه خیلی بهتره که آدم وقتش رو توی رفت و آمد نذاره.

از خوبی ها و بدی های کار کردن به عنوان یک مادر برامون بگید. کجاها اذیت شدید و کجاها به خودتون افتخار کردید؟

می تونم بگم که خوبی هاش خیل بهتر از بدی هاشه. بعد از مادر شدن من با کار بیرون مشکل داشتم چون می خواستم پیش دخترم باشم. حتی اگر مهد هم نمی ذاشتم؛ دوست نداشتم پیش کسی بذارمش. الان میتونم پیشش باشم. زمانم دست خودمه. نهایت اینکه از خوابم بزنم؛ وقتی خوابه کارهام رو می کنم. و اصلا همین که بچه ام در یک فضای هنری رشد میکنه خیلی خوبه. همین که من و همسرم هر دو درگیر کار هستیم و اون فعالیت ما رو میبینه. این تکاپو رو می فهمه و معنی کار رو درک میکنه. نه اینکه صرفا یک اسم باشه که رفتم سر کار. گاهی میاد وارد ماجرا میشه و می خواد یه کارهایی انجام بده البته در حد خودش. من فکر می کنم این بچه الان چیزهای زیادی یاد میگیره.

نظر شما برای ما ارزشمند است

ایمیل شما نزد ما محفوظ می ماند